السيد مرتضى العسكري ( مترجم : سردارنيا )
26
خمسون ومائة صحابي مختلق ( يكصد و پنجاه صحابي ساختگى ) ( فارسى )
اين حديث چنان مىنمايد كه خداوند تبارك و تعالى به جاى ملامت و نكوهش پيامبرش از اين عمل نا به جا و ناشايست ، وسيلهء آيه اى از قرآن گره از مشكل مسلمانان مىگشايد و حكم تيمّم را صادر مىفرمايد . معاندين اسلام چه برداشتى از اين حديث و داستان خواهند داشت ؟ ! امثال اين حديث كه دين اسلام را بى مايه ، و پيامبر اسلام را سبك سر ، شهوت ران و بى خرد نشان مىدهد بسيار است . ما در اين مقام نيستيم كه بر نسبت اين قبيل احاديث به امّ المؤمنين عايشه ، و ابو هريره و ديگر صحابه صحه بگذاريم و بگوييم اين نسبت صد در صد صحيح است ، چه ، شايد برخى از آنها را زنادقه يا ديگر دشمنان اسلام براى خراب كارى در دين ساخته و به ايشان نسبت داده باشند . ولى آن چه كه هست اين است كه اين قبيل احاديث در مشهور ترين كتاب هاى حديث صحيح ، و تفسيرهاى معتبر ، و سيره و تاريخ هاى موثّق گنجانيده شده و خود اين گونه احاديث است كه سبب بدآموزى صفات خداوند تبارك و تعالى گرديده ، تا آن جا كه خدا را جسمى مرئى ، و پيامبر خدا را مردى شهوت ران و بى خرد ، و قرآن را ناقص و قابل دست برد نشان داده است . « 1 » بار خدايا ! چه بايد كرد ، و چه مىتوان كرد با هزاران دروغ ها و افسانه هاى باور شدهء مسلمانان ؟ . مسلمانان بيش از هزار سال است كه با اين افسانه ها خو گرفته و معتقد شده و آنها را حديث صحيح اسلام ، و سيره صادق پيامبر ، و تاريخ موثق اسلام پنداشته اند و به همين سبب اسلام صحيح را نشناخته اند ! خداوندا ! آيا مىتوان حقايق تحريف شده را پس از چهارده قرن آشكار ساخت ؟ و پرده از روى هزاران جرم بر گرفت ؟ و يا اين كه بايستى به خاطر رضاى توده هاى عظيم مسلمين لب فرو بست و هيچ نگفت ؟ ! خداوندا آيا سكوت در اين جا به منزلهء پوششى براى اين همه جرم نيست ؟ و آيا سكوت خود بزرگ ترين گناه نمىباشد ؟ آرى سكوت در مقابل اين همه جرم ، خود از همهء جرم ها سنگين تر است به همين سبب نگارنده دست به كار پى جويى اين رشته از
--> ( 1 ) رجوع شود به رسالهء سرگذشت حديث به قلم مؤلف